تبليغاتX
مدرسه حجاب

modirane

modirane

http://modirane.blogfa.com

مدرسه حجاب

مدرسه حجاب

مدرسه حجاب

دبستان دخترانه غير انتفاعي حجاب در سال 1376 در شهر قدس از مناطق آموزشي وابسته به آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران راه اندازي و در حال فعاليت مي باشد.
هدف از ايجاد وبلاگ دبستان حجاب اين است كه گزارش فعاليت هاي اين مجموعه در زمينه هاي مختلف به نحو بهتري در اختيار دانش آموزان و اولياء محترم آنان قرار گيرد و موجب بوجود آمدن شناختي جامع تر نسبت به دبستان و اهداف آن گردد.
اميد است بتوانيم با ايجاد محيطي صميمانه روابط بين مدرسه با دانش آموزان و اولياء را به روابطي نزديك تر و دوستانه تر بدل كنيم.
شما عزيزان نيز مي توانيد با ارسال نظرات و پيشنهادات خود ما را در برطرف سازي نواقص اين مجموعه ياري نماييد تا با ياري يكديگر محيط آموزشي مطلوبي را براي فرزندانمان فراهم آوريم.
کانال ارتباطی اوليا و مربيان و دانش آموزان

مدرسه حجاب

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
آرشیو تماس با ما


خوش آمد گویی

دبستان حجاب شهر قدس

چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

خانه موسیقی حجاب

ازاین به بعد ، می توانید موسیقی های کودکانه را از وبلاگ دانلود کرده و یا فقط گوش دهید.

برای استفاده از آنها به ادامه مطالب مراجعه بفرمایید.

خانه موسیقی حجاب

چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

عکسهایی از جشن عبادت 89-90

جشن عبادت کلاس سومی های ۱۳۸۹-۱۳۹۰ در مرقد بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران برگزار گردید.

برای دیدن چند عکس از این مراسم به ادامه مطالب مراجعه بفرمائید :

            

یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دروغگویی در کودکان

دروغگويي از نظر لغوي به معناي كتمان واقعيت است. فرد دروغگو از طريق دروغ گفتن ضعفهاي خود را مي پوشاند و شنونده را گمراه مي سازد. خود را از تنبيه نجات مي دهد و بدان وسيله توجه ديگران را به خود جلب مي كند. يكي از عوامل دروغگويي، ترس در كودكان است. اگر كودك به سبب راستگويي تنبيه شود، در آينده براي نجات و رهايي از مجازات به دروغگويي متوسل مي شود. والدين و مربيان بايد از هر كودك انتظاراتي داشته باشند كه با واقعيات و امكانات او منطبق است در غير اين صورت دروغگويي كودك تقويت و تشديد خواهد شد. همه انسانها در محدوده اي برابر پا به عرصه وجود مي گذارد. هيچكس از كودكي دروغگو به دنيا نيامده است. همه انسانها راه فكر كردن و توجيه اعمال خويش را از ديگران آموخته و تكامل يافته اند. درستي يا نادرستي از طريق كلمات و اعمال ديگران به ما القا مي شود و ما اين كلمات و اعمال را در ذهنيات خود تلفيق كرده، سرانجام شخصيت خود را شكل مي دهيم.


به مثالهايي چند از توجيه افرادي كه در مواردي دچار اشتباه شده اند دقت كنيد: من حق داشتم كه اين خطاها را انجام دهم ، افراد ديگر زياد به اين مسأله اهميت نمي دهند هركس ديگري هم كه بود همين كار را مي كرد . راستي شما فكر مي كنيد كه اين گونه توجيهات استادانه چگونه توسط بعضي از جوانان ونوجوانان بيان مي شوند؟ آنها اين مسائل را از جامعه خود آموخته اند، از كساني كه با آنها سروكار دارند و با ارزيابي اعمال درست و نادرست كه توسط ذهنيات هر يك انجام شده است اعمال خود را با اين گونه توجيهات همراه مي سازند. به خاطر همين است كه مي گوييم والدين نقش مهمي در تكوين شخصيت فرزندان خود بازي مي كنند و اين نقش در سالهاي اوليه تربيت كودكان ارزشي به غايت والا دارد. براي اينكه فرزندان خود را راستگو تربيت كنيم ابتدا مي بايست نسبت به اعمال خود نهايت دقت را داشته باشيم و نيز درارتباط خود با ديگران دقت كنيم، زيرا در يك جامعه معمولاً تربيتهاي متفاوتي وجود دارد. تربيت كودك مي بايست از همان دوره طفوليت او آغاز شود، صداقت و راستگويي از مواردي است كه بايد قبل از سنين مدرسه به آن توجه شود. البته ما بايد توجه داشته باشيم كه كودك اساساً قصد فريب والدين را ندارد، ولي توجيهات او راهي براي فرار از مجازات است.

 

دروغ گفتن يكي از رفتارهاي متداول كودكان 4ـ5 ساله است كه از لحاظ اخلاقي اشكالي ندارد. كودكان در اين سن و سال معمولاً به دو شكل دروغ مي گويند كه نخستين آن خيال پردازي است، كودك با جعل داستان يا با طرح مبالغه آميز بعضي از واقعيات، اغلب خواسته خود را با ما درميان مي گذارد و غيرمستقيم از اميالش صحبت مي كند. در اين صورت بهتر است كه پدر ومادر در تأييد خواسته كودك حرف بزنند. دروغ نوع دوم دروغ به اصطلاح مفيد است، دروغي است كه بزرگترها هم مي گويند و آن رابه حساب دروغ مصلحت آميز مي گذارند تا به جاي نتيجه بد، نتيجه خوب بگيرند. در اين مرحله از رشد كودك تنها كار درست را در خواسته خود مي جويد و با استفاده از دروغ براي رسيدن به خواسته اش ترديدي به خود راه نمي دهد. در اين موارد بايد به كودك تفهيم كنيم كه از راستگويي و صداقت او خوشحال مي شويم بايد بداند كه دروغ و دروغگويي را دوست نداريم. بايد توجه داشت كه اين مسأله در سنين بالاتر رفتاري ناپسند است كه به كودك شخصيت ساختگي و تصنعي مي بخشد.

 

هرگاه كودك شما در موقعيت نامطمئن و ناامن قرار گيرد و احساس خطر يا حقارت كند به گفتن دروغ متوسل مي شود. كودك دروغگو به گفته هايش ايمان ندارد و به طور قاطع و صريح حرف نمي زند، به تدريج اعتماد خود را به ديگران از دست مي دهد و نسبت به اطرافيان بدبين مي شود. متأسفانه برخورد بسياري از والدين در اين موارد با تنفرهمراه است زيرا از خود سؤال مي كنند كه چرا فرزندشان دست به چنين عملي زده است؟ در برخورد با چنين مواردي والدين نبايد به چشم يك آدم دروغگو به كودك نگاه كنند و يا دائماً به آنها ظنين باشند زيرا چنين برخوردي عواقب ناگواري را به همراه خواهد داشت. براي درمان دروغگويي شناخت علل آن كاملاً ضروري است، دروغگويي به عنوان يك مشكل علل گوناگون و متعددي دارد كه درا ينجا به برخي از آنها اشاره مي شود:

 

بــــررســــــی علل دروغگويـــــــي

همانطور كه قبلاً هم اشاره شد يكي از علتهاي دروغگويي آموزش نادرست خانواده است. در خانواده اي كه پدر و مادر و ديگر اعضاي آن همواره به يكديگر دروغ مي گويند نمي توان انتظار داشت كه كودكي راستگو تربيت شود.

۱ـ دروغگويي كودك ممكن است براي جلب توجه اطرافيان باشد. چنانچه كودكي در خانواده يا مدرسه مورد بي توجهي اطرافيان قرار گيرد، براي نشان دادن خود و جلب توجه آنان ممكن است به گفتن دروغ در زمينه هاي گوناگون متوسل شود.

۲ـ كودكاني كه نسبت به دوستان و اطرافيان خود احساس كمبود مي كنند، ممكن است براي جبران كمبودها در زمينه هاي گوناگون نظير شغل والدين، محل سكونت، وضع تغذيه، دوستان و تفريحات و سفرها به دروغ متوسل شوند و درون آشفته ونگران خود را به آن وسيله به طور موقت تسكين دهند.

۳ـ ترس نيز از ديگر عواملي است كه موجب دروغگويي مي شود. اگركودك به سبب راستگويي تنبيه شود، در آينده براي نجات و رهايي از مجازات به دروغگويي متوسل مي شود. بايد اذعان كرد كه سختگيريهاي افراطي و برخوردهاي خشن والدين ومربيان با كودك از علل مهم دروغگويي كودك محسوب مي شود.

۴ـ گاهي نحوه بيان و برخورد والدين و مربيان با كودك او را به دروغ گفتن وامي دارد و به او دروغگويي را مي آموزد. به عنوان مثال والدين به كودكي كه مرتكب عمل خلافي شده است اصرار مي ورزند كه او اين كار را انجام نداده است بلكه ديگري مثلاً همسايه يا دوست يا برخي موجودات خيالي سبب آن بوده اند. در اين حالت والدين علاوه بر آنكه كودك را دروغگو بار مي آورند او را به گريز از قبول مسئوليت رفتارش نيز وامي دارند.

۵ـ انتظار و توقع بيش از حد از كودكان و مقايسه آنان با دوستان وهمكلاسيها در زمينه هاي گوناگون از ديگر عوامل دروغگويي كودكان مي شود دراين صورت كودك از طريق دروغ مي تواند هم بر احساس حقارت خود به طور موقت غلبه يابد و هم والدين را راضي و خشنود سازد و نظر آنان را به سوي خود جلب كند.

 

درمـــــــــان دروغگويــــــي

براي پيشگيري و درمان دروغگويي، والدين و مربيان بايد واقعيات را بپذيرند و براي شنيدن موارد شيرين و تلخ از طرف كودكان آماده شوند و با رفتار خود به كودك بياموزند كه گفتن واقعيات به هر صورتي كه باشد مقبول است و موجبات تنبيه و آزار كودك را فراهم نخواهد كرد. اگر كودك پي ببرد كه والدين و مربيان او را براي دروغگويي تشويق و براي راستگويي تنبيه نمي كنند به تظاهر در رفتار و جعل واقعيت نخواهد پرداخت، همچنين والدين و مربيان بايد از طرح پرسشهايي كه كودك به آنها به احتمال قوي پاسخ نادرست خواهد داد خودداري كنند. در صورت مشاهده دروغ، والدين و مربيان نبايد شتابزده عمل كنند و به تنبيه كودك مبادرت ورزند. براي بازداشتن كودك از دروغگويي و اصلاح رفتار آنان بايد روش برخورد باتوجه به موقعيت انتخاب شود كه برخي از روشها به اختصار عبارت است از:

 

۱- نشــــــان دادن ارزش راســـــت گفتــــن :

در وهله اول كودك بايد دريابد كه دروغگويي كار نادرست و ناپسند و راستگويي عملي باارزش و پسنديده است. كودك بايد ارزش راست گفتن را درعمل تجربه كند. والدين و مربيان نبايد در برابر دروغهاي كودكان برآشفته شوند و او را كتك بزنند. بيان نتايج زشت و تلخ دروغگويي به صورت داستان براي آنها مي تواند در آموزش عواقب تلخ دروغگويي مفيد واقع شود. همچنين اگر والدين و مربيان، كودك را در خلوت ( نه در جمع ) در جوي محبت آميز و پرعطوفت با مضرات و نتايج دروغگويي آشنا سازند و به پند دادن او بپردازند، در جلوگيري و نيز درمان دروغگويي مي تواند مؤثر باشد.

 

۲- اجــــازه بيان احساســـات :

كودك بايد احساسات خود را آزادانه ابراز كند و در صورتي كه بيان احساسات، باعث آزار و اذيت اطرافيان شود بايد به كودك آموخت كه به تدريج اين احساسات را جايگزين احساسات خوشايند سازند و نبايد براي احساساتش تنبيه شود. براي نمونه اگر كودكي از برادر كوچكش خوشش نمي آيد، بايد به او اجازه داده شود كه احساساتش را بيان كند، پس از شنيدن نظر كودك، والدين بايد ضمن تحليل رفتار خود با كودك و يافتن علل پيدايش چنان احساسي به راهنمايي كودك و تغيير رفتار و احساسات او مبادرت ورزند. در مواردي كه كودك مرتكب كار خطايي شده ولي راست مي گويد، بايد به ملايمت و به طور صحيح به او تذكر داده شود كه رفتارش درست و پسنديده نيست و بايد آن را تغيير دهد. هشدار به كودك، همدردي با او در مواردي كه لازم است، ناديده گرفتن حرفهاي كودك و بي توجهي به آنها از روشهايي است كه در مواقع مشخص مي تواند براي پيشگيري و درمان دروغگويي كودكان استفاده شود.

 

۳- تعـــــــديل انتظارات از كــــــودكان :

والدين و مربيان بايد از هر كودك انتظاراتي داشته باشند كه با واقعيات و امكانات او منطبق است در غير اين صورت، دروغگويي كودك تقويت و تشديد خواهد شد. چون كودك توان عملي ساختن خواسته هاي اطرافيان را ندارد به گفتن دروغ متوسل مي شود بنابراين از كودك بايد انتظارات در حد توانش داشته باشيم.

شنبه بیستم فروردین 1390  نظر بدهید!

معرفی سایت ویژه ی کودکان

http://www.koodakaneh.com

http://www.kanoonparvaresh.com

http://www.koodakan.org/index01.htm

پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388  نظر بدهید!

مديريت مالي و كودكان

اصول مديريت مالي كه لازم است به كودكان آموزش داد شامل : پس انداز كردن، هزينه كردن،مشاركت و سود بردن مي باشد.

كودكان بايد خودشان پول داشته باشند تا چگونگي مديريت آن را بياموزند.دادن پول توجيبي به فرزندان،نسبت به درخواست پول توسط آنها،از جهت آموزش مديريت پول،روش بهتري است.مقدار پول توجيبي بايد ثابت باشد و بطور منظم پرداخت شود.پرداخت پول توجيبي نبايد منوط به انجام وظايف عادي كودك باشد.وقتي كه در مورد مقدار پول توجيبي تصميم گيري مي كنيد،توجه داشته باشيد كه آن مبلغ بايد چه هزينه هايي را دربربگيرد.پول توجيبي بايد به اندازه اي باشد كه فرزند شما بتواند بدون قيد وشرط آن را مديريت كند.

پول توجيبي نبايد در ازاي انجام امور انضباطي،مثل كسب نمرات خوب يا انجام كارهاي خانگي پرداخت شود.چنانچه از پول در چنين مواردي استفاده شود،فرزند شما به اين نتيجه مي رسد كه هرچيز و هركسي ارزش خودش را دارد.پول نبايد جايگزين رفاقت و دوستي شود.

نسبت به پرداخت پول توجيبي و شناخت نيازهاي فرزندانتان پيگير باشيد.ممكن است شرايط غيرمنتظره اي پيش بيايد،از اين موقعيت ها براي آموزش فرزندانتان در مديريت امورمالي بهره بگيريد.

راهنمايي و هدايت،سازنده است،اما هيچگاه مستبدانه برخورد نكنيد.مدام درباره مخارج به فرزندتان دستور ندهيد.نظارت هاي انتقادآميز فرزندتان را ناراحت كرده،اعتماد به نفس او براي مديريت پول كاهش مي دهد.انعطاف پذير باشيد.مديريت پول توجيبي قوانيني دارد،با وجود اين،خيلي سختگير نباشيد.

اگر فرزند شما درك درستي از پول ندارد،خيلي نگران نباشيد،زيرا يادگيري مديريت موثر زمانبر است.از بزرگنمايي اشتباهات بپرهيزيد.چنانچه فرزندتان خريد نادرستي انجام داد و سپس ابراز پشيماني كرد،هرگز به او نگوييد:«بِهت گفتم كه كارا اشتباهه.»منتظر بعضا از اشتباهات باشيد و بدانيد اشتباهات بهترين معلمان اند.

بخاير داشته باشيد كه هر كودكي از نظر خلق،رشد،توانايي يادگيري و ديدگاهش نسبت به پول،با ديگري متفاوت است.حتي كودكان همسن و سال نيز مگاه متفاوتي نسبت به پول و نحوه مديريت آن دارند.

شنبه دهم اسفند 1387  نظر بدهید!

امنیت نوجوانان در اینترنت

ما هرگز كودكانمان را در شهري كه نمي شناسيم تنها و بي پناه رها نمي كنيم...اما از شما مي پرسيم:

چرا ساعت ها فرزندانتان را نه در شهري نا آشنا،بلكه در كهكشاني وسيع بي پناه رها كرده ايد؟آيا شما به فرزندتان اجازه مي دهيد به هر كسي كه نمي شناسد تلفني اطلاعاتي بدهد؟

 هدایت

شما با شناسايي خصوصيات اخلاقي و رفتاري و نقاط ضعف فرزندتان اورا به بهترين راه هدايت كنيد.نيازي به اظهار نظر نيست كه اين راه كامل ترين و بهترين نتيجه را خواهد داشت.

اما توصيه هاي كاربردي براي رسيدن به بهترين نتيجه:

رايانه فرزندتان را روبروي در ورودي به صورتي قرار دهيد كه در هنگام رفت و آمد عادي تصوير مونيتور آن قابل ديدن باشد.اصولا انجام دادن كارهاي مخفيانه تاثيري منفي در تربيت خواهد داشت.

براي استفاده از اينترنت محدوديت زماني قائل شويد.همانگونه كه براي بازي و تماشاي تلويزيون،زمان معيني را بايد در نظر گرفت.

اگر فرزندتان بي هدف در اينترنت گشت و گذار كند،به هرجايي سركشي خواهد كرد.پس از او بخواهيد بي هدف كاري را نكند.اگر خودش ايده اي براي گشت و گذار ندارد،شما برايش ايده سازي كنيد.

خودتان آموزش كامل ببينيد.آگاه باشيد و سعي كنيد هميشه يك قدم از فرزندتان جلوتر حركت كنيد.

فهرستي از سايت هاي مورد علاقه ي او كه براي شما نيز قابل قبول باشد،در اختيارش قرار دهيد.اين فهرست در عين مقبوليت،بايد جذاب باشد.يادتان باشد كه اين فهرست را خيلي هم سانسور نكنيد.

از فرزندتان بخواهيد از مراجعه به سايت هايي كه صاحبان آن ناشناسند يا داراي آدرس مشخصي نيستند،جدا خودداري كنند.اين سايت ها با عباراتي مانند ارتباط با ما،يا هدف ما،شماره يا آدرسي را براي برقراري ارتباط مناسب در اختيار كاربران قرار نمي دهند.

به او توصيه كنيد از دادن اطلاعات شخصي به سايت هاي ايراني يا خارجي خودداري كند.

هر از گاهي به بخش آرشيو رايانه خانگي تان سري بزنيد تا از فهرست آخرين سايت هايي كه فرزندتان به آنها مراجعه كرده است،مطلع باشيد.

در صورت بروز هرگونه خطا،خود را كنترل و از گرفتن تصميم هاي عجولانه جدا خودداري كنيد.در اين زمينه مي توانيد از افراد صاحب نظر راهنمايي هاي بهتري كسب كنيد.براي تنبيه هيچوقت عجله نكنيد،چون تربيت امري بسيار حساس است.

یکشنبه هفدهم آذر 1387  نظر بدهید!

10 قانون مهم براي پدرها

 

قانون اول:از فرزندانتان توقعتان زياد باشد.

اگر فرزندانتان بدانند انتظار شما از آن ها زياد است،انگيزش آن ها بيشتر خواهد شد.در همه ي امور از خواهش و تشكر از فرزندان گرفته تا كوشش در مدرسه و ميادين ورزشي،اگر انتظارات به وضوح و در فضايي دوستانه بيان شوند،فرزندانتان خواهند دانست كه شما مدام به فكر آنها هستيد و اطلاع از اين امر موجب مي شود كه به انتظارات شما پاسخ دهند.

قانون دوم:هميشه منتظر بروز مشكل باشيد.

وقتي كه يكي از اعضاي خانواده مشكلي ايجاد مي كند و شما اورا سرزنش مي كنيد،بدانيد كه تا وقتي نپذيريد سرزنش شما اوضاع را بدتر كرده است،مشكل حل نخواهدشد.ممكن است با سرزنش ديگران احساس بهتري پيدا كنيد،اما چيزي اصلاح نخواهد شد.

قانون سوم:جرئيات زندگي فرزندتان را بدانيد.

هرقدر مي توانيد در كورد فرزندتان اطلاعات كسب كنيد.به طور مثال،چه اسباب بازي ها و رنگ هايي را دوست دارد،بهترين دوستان و قهرمانانشان چه كساني اند.با پرس و جو در اين زمينه ها،شما به او مي گوييد كه دوستش داريد.ولي زماني كه از او سوالي نمي پرسيد،مفهومش اين است كه براي شما ارزشي ندارد.

قانون چهارم:به فرزندانتان «نه» بگوييد.

امروزه خوراكي هاي فراوان،ولي مضر در دسترس كودكان قرار دارد و البته آن ها دوست دارند كه از همه ي آنها استفاده كنند.بچه هايي كه تقريبا هرچه مي خواهند به دست مي آورند،نوعا كودكاني خيلي شاد نيستند.بچه انضباط،خودكنترلي و به تاخير انداختن ارضاي نيلزها را زماني مي آموزند كه والدينشان به آنها «نه» بگويند،كه البته ممكن است كشمكشي دشوار باشد،اما «نه» گفتن يه شما كمك مي كند تا فرزنداني شاد،سالم و مشاركت جو داشته باشيد.

قانون پنجم:تنبيه فرزندانتان كارساز نيست.

پژوهش هاي فراوان نشان داده اند بچه هايي كه تنبيه مي شوند،عزت نفس پايين تري دارند.تنبيه احتمالا موجب افزايش انواع رفتار هايي مي شود كه بچه ها به خاطر آن تنبيه مي شوند.به عنوان يك پدر،آيا واقعا دوست داريد كه فرزندتان از شما بترسد؟

قانون ششم:با همسرتان رفتار بسيار خوبي داشته باشيد.

خانه جايي است كه فرزندان بيشترين اطلاعات دربا ره ي رابطا ي زن و مرد را در آنجا كسب مي كنند .بنابراين جدا بكوشيد در مفابل فرزندانتان نزاع نكنيد.يادتان باشد كه بيش از درستكاري،مهربان باشيد.

قانون هفتم:صداي عمل از صداي حرف بلندتر است.

بسياري از والدين زماني كه فرزندانشان همكاري نمي كنند آنها را تهديد مي كنند.اگر تهديدتان را عملي نمي كميد،هرچه مي خواهيد تهديد كنيد،بچه ها ياد مي گيرند كه آنها را ناديده بگيرند.براي انها عمل مهم است.اگر به دليل فقدان همكاري،لعضي از امتيارات آنان حذف شود،آنها بلافاصله منظور شما را مي فهمند،لذا سعي كنيد پيامد رفتارها را مشخص كنيد(اگر به موقع اتاقت را تميز نكني حق نداري قبل از خواب كتاب داستان بخواني).

قانون هشتم:به فرزندانتان واقعا گوش بدهيد.

تنها به حرف هاي بچه ها گوش ندهيد بلكه ياد بگيريد كه معاني پشت واژه ها را نيز به خوبي بفهميد.وقتي فرزندتان مي گويد:«من دارم لباسهايم را در مي آورم» ممكن است معني اش اين باشد كه او خواهان مسئوليت و استقلال بيشتر است.بايد در باره ي آنچه فرزندتان مي گويد،فكر كنيد.اگر دوست داريد فرزندتان به حرف هاي شما گوش كند،شما نيز بايد كاملا به حرف هاي او گوش دهيد.

قانون نهم:با بزرگ شدن بجه ها به آنها مسئوليت بدهيد.

وقتي بچه ها كوچك اند،ممكن است فقط در جمع و جور كردن تختخواب و تميز كردن اتاقشان به شما كمك كنند.با بزرگتر شدن،به آنها كارهاي بيشتري واگذار كنيد.به آنها بگوييد هركس در خانه وظايف مشخصي دارد كه بايد آنها را انجام دهد.اگر چنين كنيد،زماني كه بچه ها بزرگ شدند با احتمال بيشتري كارها را انجام مي دهند.

قانون دهم:به فرزندانتان بگوييد آن ها هميشه بزرگ اند.

گفتن اين عبارت،به ويژه زماني كه بچه ها در حالت ايده آل نيستند،بسيار مهم است.زيرا وقتي كارها رو به راه است،بيان اين عبارت،ساده است.اين جمله را به عنوان يك اصل به آنها بگوييد.به ويژه وقتي كه واقعا درباره ي آن ها اينگونه فكر مي كنيد و بدانيد كه اين عبارت براي آنها هز هر تحسين كلي معني دارتر است.

منبع:اينترنت

سه شنبه هفتم آبان 1387  نظر بدهید!

تربيت كودكان: (هفت سال دوم-دوره ي اطاعت)

در اين سنين معمولا كودك به دبستان مي رود.كلمه ي دبستان در ابتدا «ادبستان» بوده و بعدها در اثر تخفيف به دبستان تبديل شده است.والدين در اين دوران مي توانند براي تاديب فرزندان خويش گام بردارند و به تعبير علي (ع) هيچ ميراثي مانند ادب نيست:«لا ميراث كالادب».به تجربه در مي يابيد كه در اين دوران كودكان بيشتر در كنار شما به عنوان والدين مي نشينند و گوش هاي بازتري براي استماع سخنان شما دارند،در حالي كه در دوره ي  قبل يه دليل محدوديت زمان توجه و نيز ميل فراوان به بازي و نظاير اين ها،كمتر حوصله اي براي شنيدن طولاني مدت دارند و در دوره ي نوجواني نيز ميزان حرف شنوي آنان كمتر مي شود.مادري مي گفت تا مي خواهم براي نوجوانم صحبتي بكنم،او مي گويد:«خودم مي دانم»يا اينكه:«اينها را بارها گفته اي».پس بايد فرصت ميان دو هفت سال اول و سوم را كه همان هفت سال دوم است،مغتنم شمرد و در اين دوره  براي تاديب و تربيت فرزندان به طور جدي كوشيد.

كاهي مادران گله مي كنند :«وقتي به فرزندم كه در هفت سال دوم به سر مي برد تكليفي محول مي كنم،بايد چندبار بگويم تا انجام دهد».كودكان معمولا در اين سنين اين گونه اند و لذا نبايد از بيان مكرر يك تكليف و بارآمري آن ابايي داشته باشيم.البته بعضي اوقات دلايل ديگري براي تاخير در اجراي تكليف وجود دارد.براي مثال،كودكي در حال مشق نوشتن است و دو سه سطر به انتهاي صفحه مانده،مادر به او تكليفي محول مي كند تا انجام دهد و او مي گويد:«چشم،كمي صبر كنيد».مادر دوباره مي گويد:«"بلند شو و كاري را كه به تو گفته ام انجام بده» و او مي گويد:«الآن پا مي شوم» و منظورش اين است كه دو سه سطر باقي مانده را بنويسد و بعد از آن دستور مادر را انجام دهد.به هر حال وقتي در اين سنين تكليفي را محول مي كنيم،بد نيست كه صبور باشيم و ان را دو سه بار با فواصلي تكرار كنيم تا نهايتا انجام بشود.در اين سنين داشتن انتظاري در اين حد كه كودك بلافاصله پس از شنيدن اولين دستور مبادرت به اجراي آن نمايد،تقريبا دور از انتظار است و اگر كودكي در اين سنين به محض شنيدن فرمان از والدين و بزرگترها آن را سريعا و بدون ترس از تنبيه آنها اجرا مي كند،از جهت فرمانبرداري،كودكي شايسته است.

شنبه چهارم آبان 1387  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
خوش آمد گویی
خانه موسیقی حجاب
عکسهایی از جشن عبادت 89-90
دروغگویی در کودکان
معرفی سایت ویژه ی کودکان
مديريت مالي و كودكان
امنیت نوجوانان در اینترنت
10 قانون مهم براي پدرها
تربيت كودكان: (هفت سال دوم-دوره ي اطاعت)
درباره وب
دبستان دخترانه غير انتفاعي حجاب در سال 1376 در شهر قدس از مناطق آموزشي وابسته به آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران راه اندازي و در حال فعاليت مي باشد.
هدف از ايجاد وبلاگ دبستان حجاب اين است كه گزارش فعاليت هاي اين مجموعه در زمينه هاي مختلف به نحو بهتري در اختيار دانش آموزان و اولياء محترم آنان قرار گيرد و موجب بوجود آمدن شناختي جامع تر نسبت به دبستان و اهداف آن گردد.
اميد است بتوانيم با ايجاد محيطي صميمانه روابط بين مدرسه با دانش آموزان و اولياء را به روابطي نزديك تر و دوستانه تر بدل كنيم.
شما عزيزان نيز مي توانيد با ارسال نظرات و پيشنهادات خود ما را در برطرف سازي نواقص اين مجموعه ياري نماييد تا با ياري يكديگر محيط آموزشي مطلوبي را براي فرزندانمان فراهم آوريم.

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان

بخش ویژه
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما |  طراح قالب